ماسو
لحظه نگاریهای گاه و بیگاه دنیا راد
Monday, November 28, 2011
وقتی میرم سر کار.. ماه هنوز تو آسمونه و آفتاب نزده.. وقتی برمیگردم هم ماه برگشته سر جاش و شب شده باز..
0 comments:
Newer Post
Older Post
Home
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
ماسو یعنی روشنایی ماه
-
اینجا جایی برای نوشتن، نوشتن و نوشتن
برای حرفهای خودم با خودم
.
Link Dump
راهنمای گوگلریدر
آشپزی، به کسر ِ پ
اعتراض به لایحه حمایت از خانواده
چَکِهسِما: ضربان قلب زمین در سینه من
My shared Items by Google Reader
Blog Archive
►
2012
(3)
►
March
(3)
یک سالی نمیدانم چرا ولی چند روزی مدرسه را زودتر ت...
بین گزینهی اینترنتگردی و تمیز کردن ابروها.. دومی...
دیشب فکر کردم چرا نامه نمینویسیم؟ چهقدر حرف ماند...
▼
2011
(121)
►
December
(5)
علی آقا رفت سفر.. امروز وقت ِ صبحانه فهمیدیم برای...
اینجا خوبه! چند روز استراحت و کار جدید.. انقدر خ...
زندگی با ... - ۳
زندگی با ... - ۲
زندگی با اعمال شاقه
▼
November
(2)
وقتی میرم سر کار.. ماه هنوز تو آسمونه و آفتاب نزد...
ساعت رفتن هر روز زودتر از دیروز میشه.. تا دیروز پ...
►
October
(7)
"چرا من نمیخوابم؟"این یکی از جدیترین سؤالهام ه...
خاموشی دریا فردا -پنجشنبه- تئاتر تعطیل ست به علت ...
صدای اذان صبح میاد از دوردست!هر شب با خودم عهد می...
جمعه با تئاتر
روزها را گم کردم.. هر از چند گاهی میپرسم امروز چن...
از جلوی در باید پام را بلند کنم تا روی کتابی فرود ...
دلم از سنگ و دلت شیشه!
►
September
(13)
یادم نره قوی باشم
کسی برایم دعوتنامه نفرستاده بود. خودم انتخاب کردم...
از میانهی شلوغی و آدمها و خندهها رفتم میان ِ تا...
فقط 7 تا از دفاتر خدمات همراه اول در تهران سیمکار...
گوشی و سیمکارت نابود شد! در واقع افتاد در چاه مست...
اتفاق خوبی باید باشد که سیویک شهریور اولین کار ِ ...
تازه دیپلم گرفته بودم، خانهمان دیوار به دیوار خان...
خواب دیدم چشمهام را میخواستن ببرن.. خواهش کردم ...
زندگی با چشمان بسته
دلم میخواد برم یه جای دور .. دور.. دور خیلی دور.....
امروز خالهم رفت قرارداد خونه را بست.. من سر کار ب...
صبحها با زنگ تلفن مامان از خواب بیدار میشم که می...
خواهرکم ! دنیا را بدون تو نمیشه تصور کرد !
►
August
(9)
یه روزی میرم تصدیق پایه یک میگیرم.. کامیون میخر...
دیروز دستم رفت سمت گوشی که بنویسم باز نگار اومده ا...
از آسمون خونه نمیافته پایین؟ یا خودش یهویی پیدا ش...
باید چاه ِ اشکهام را بدم پر کنن که مدام سرریز نشه...
خط قرمز
غم
رو هوا زندگی میکنم.. با چشمهایی که مدام پر و خال...
چه غلطی دارم میکنم؟ ..خودم هم نمیدونم
از اونروزهایی هست که هرچیزی میتونه اشک در آر باش...
►
July
(12)
من كندتر از هميشهو ساعت كه مسابقه گذاشته با من
نشستن کنار گود، میگن لنگش کن.. تازه اول ِ مصیبته!...
کلید خونهم را امروز ظهر تحویل دادم و برگشتم به خا...
!
یک اتفاق
-2
دیگه وقتی نمونده.. لالای لای
..
اتفاق خوب
-
..
►
June
(4)
►
May
(18)
►
April
(10)
►
March
(11)
►
February
(8)
►
January
(22)
►
2010
(226)
►
December
(9)
►
November
(19)
►
October
(9)
►
September
(27)
►
August
(14)
►
July
(30)
►
June
(20)
►
May
(36)
►
April
(20)
►
March
(17)
►
February
(14)
►
January
(11)
►
2009
(178)
►
December
(12)
►
November
(4)
►
October
(10)
►
September
(11)
►
August
(19)
►
July
(15)
►
June
(16)
►
May
(15)
►
April
(11)
►
March
(20)
►
February
(21)
►
January
(24)
►
2008
(505)
►
December
(29)
►
November
(46)
►
October
(48)
►
September
(41)
►
August
(65)
►
July
(30)
►
June
(42)
►
May
(16)
►
April
(53)
►
March
(37)
►
February
(46)
►
January
(52)
►
2007
(190)
►
December
(51)
►
November
(50)
►
October
(30)
►
September
(32)
►
August
(9)
►
July
(6)
►
June
(8)
►
May
(4)
upgrader: Ashkan
0 comments: